الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

108

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

مىشود و به روى زمين مىخوابد ، و لذا در ذيل آيه مىفرمايد : « هنگامى كه پهلوى آن آرام گرفت ( كنايه از جاندادن است ) از آن بخوريد و فقير قانع وسائل معترض را نيز اطعام كنيد » ( * ( فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها فَكُلُوا مِنْها وَأَطْعِمُوا الْقانِعَ وَالْمُعْتَرَّ ) * ) . فرق ميان « قانع » و « معتر » اين است كه « قانع » به كسى مىگويند كه اگر چيزى به او بدهند قناعت مىكند و راضى و خشنود مىشود و اعتراض و ايراد و خشمى ندارد اما « معتر » كسى است كه به سراغ تو مىآيد و سؤال و تقاضا مىكند و اى بسا به آنچه مىدهى راضى نشود و اعتراض كند . « قانع » از ماده « قناعت » و « معتر » از ماده « عر » ( بر وزن « شر » و بر وزن « حر » ) در اصل به معنى بيمارى جرب است كه عارض بر پوست بدن انسان مىشود . سپس به سؤال كننده اى كه به سراغ انسان مىآيد و تقاضاى كمك مىكند ( و اى بسا زبان به اعتراض مىگشايد ) « معتر » گفته شده است . مقدم داشتن « قانع » بر « معتر » نشانه اين است كه آن دسته از محرومانى كه عفيف النفس و خويشتن دارند بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرند . اين نكته نيز قابل توجه است كه جمله « * ( فَكُلُوا مِنْها ) * » ( از آن بخوريد ) ظاهر در اين است كه واجب است « حجاج » چيزى از قربانى خود را نيز بخورند ، و شايد اين براى رعايت مساوات ميان آنها و مستمندان است . و بالآخره آيه را چنين پايان مىدهد : « اين گونه ما آنها را مسخر شما ساختيم تا شكر خدا را بجا آوريد » ( * ( كَذلِكَ سَخَّرْناها لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ) * ) . و راستى اين عجيب است حيوانى با آن بزرگى و قدرت و زور آن چنان تسليم است كه اجازه مىدهد كودكى پاهاى او را محكم ببندد ، و او را نحر كند ( طريقه نحر كردن اين است كه كاردى در گودى گردن او فرو مىبرند خونريزى شروع مىشود و حيوان به زودى جان مىدهد ) . گاهى خداوند براى نشان دادن اهميت اين تسخير ، فرمان اطاعت و تسليم